پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۹

با این دل بی خبر چه سازم

جان می‌سوزدم دگر چه سازم

از دست دل اوفتاده‌ام خوار

چون خاک بدر بدر چه سازم

بس حیله که کردم و نیامد

یک حیلهٔ کارگر چه سازم

جانا نکنی به من نظر تو

کافتاده‌ام از نظر چه سازم

کس جز تو خبر ندارد از من

پس می‌پرسی خبر چه سازم

گفتی که ز صبر توشه‌ای ساز

چون عمر آمد به سر چه سازم

صبرم قدری غمت قضایی است

گر سازم ازین قدر چه سازم

گفتی به مگوی سر عشقم

در معرض این خطر چه سازم

گیرم که زبان نگاه دارم

با این رخ همچو زر چه سازم

ور روی به اشک خون نپوشم

با سوختن جگر چه سازم

گفتی که فرید چاره‌ای ساز

نه چاره نه چاره‌گر چه سازم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۱بی لبت از آب حیوان می‌بسم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۲هرگاه که مست آن لقا باشم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۳دامن دل از تو در خون می‌کشم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۴دل و جانم ببرد جان و دلم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۵ای عشق تو قبلهٔ قبولم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۶کجایی ساقیا می ده مدامم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۷خویش را چند ز اندیشه به سر گردانم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۸ای جان و جهان رویت پیدا نکنی دانم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.