پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۰

از بس که چو شمع از غم تو زار بسوزم

گویم نچنانم که دگربار بسوزم

بیم است که از آه دل سوخته هر شب

نه پردهٔ افلاک به یکبار بسوزم

زان با من دلسوخته اندک به نسازی

تا من ز غم عشق تو بسیار بسوزم

دانی که ز تر دامنی و خامی خود من

چندان که بسوزم نه به هنجار بسوزم

ترسم که اگر سوخته خواهند من خام

در آتش عشق افتم و دشوار بسوزم

تا چند تنم پردهٔ پندار به خود بر

وقت است که این پردهٔ پندار بسوزم

ای ساقی جان جام می آور تو به پیشم

تا خرقه براندزم و زنار بسوزم

آن به که به یک آتش دل وقت سحرگاه

هرجا که حجابی است به یکبار بسوزم

بوی جگر سوخته خواهی ز دم من

در سوختگی تا که چو عطار بسوزم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۲هرگاه که مست آن لقا باشم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۳دامن دل از تو در خون می‌کشم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۴دل و جانم ببرد جان و دلم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۵ای عشق تو قبلهٔ قبولم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۶کجایی ساقیا می ده مدامم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۷خویش را چند ز اندیشه به سر گردانم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۸ای جان و جهان رویت پیدا نکنی دانم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۹هرگز دل پر خون را خرم نکنی دانم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.