پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۰

ترک قلندر من دوش درآمد از درم

بوسه گشاد بر لبم تنگ کشید در برم

در لب لعل ترک من آب حیات خضر بود

لب چو نهاد بر لبم گفتم خضر دیگرم

بوسه چو داد ترک من هندوی او شدم به جان

چون که بدیدم هم سزا نیز بداد شکرم

من به میان این طرف اشک‌فشان شدم چو شمع

از سر آنکه خیره شد از سر ناز دلبرم

من چو چشیدم آن شکر دل ز کمال لطف او

برد گمان که شد مگر ملک جهان میسرم

گرچه جفای او بسی برد فرید بعد ازین

گرچه جفا کند بسی من ز وفاش نگذرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۲خبرت هست که خون شد جگرم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۳گر بوی یک شکن ز سر زلف دلبرم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۴گر از میان آتش دل دم برآورم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۵تیر عشقت بر دل و جان می‌خورم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۶روزی که عتاب یار درگیرم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۷زیر بار ستمت می‌میرم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۸کار چو از دست من برفت چه سازم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۹با این دل بی خبر چه سازم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.