پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۲

خبرت هست که خون شد جگرم

وز می عشق تو چون بی خبرم

زآرزوی سر زلف تو مدام

چون سر زلف تو زیر و زبرم

نتوان گفت به صد سال آن غم

کز سر زلف تو آمد به سرم

می‌تپم روز و شب و می‌سوزم

تا که بر روی تو افتد نظرم

خود ز خونابهٔ چشمم نفسی

نتوانم که به تو در نگرم

گر به روز اشک چو در می‌بارم

می‌بر آید دل پر خون ز برم

چون نبینم نظری روی تو من

به تماشای خیال تو درم

گر نخوردی غم این سوخته دل

غم عشق تو بخوردی جگرم

چند گویی که تو خود زر داری

پشت گرمی تو غمت را چه خورم

دور از روی تو گر درنگری

پشت گرمی است ز روی چو زرم

روی عطار چو زر زان بشکست

که زری نیست به وجه دگرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۴گر از میان آتش دل دم برآورم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۵تیر عشقت بر دل و جان می‌خورم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۶روزی که عتاب یار درگیرم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۷زیر بار ستمت می‌میرم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۸کار چو از دست من برفت چه سازم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۹با این دل بی خبر چه سازم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۰از بس که چو شمع از غم تو زار بسوزم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۱بی لبت از آب حیوان می‌بسم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.