پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی

ظهیر فاریابی

رباعیات

۱۰۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ بی آن که به کس رسید زوری از ما
  2. شمارهٔ ۲ چندان زغم انگیخته ام آتش و آب
  3. شمارهٔ ۳ روزی که به دست برنهم جام شراب
  4. شمارهٔ ۴ نتوان ز جفای چرخ گردنده گریخت
  5. شمارهٔ ۵ شاها،می عمرت فلک از جام بریخت
  6. شمارهٔ ۶ باد آمد و گل بر سر میخواران ریخت
  7. شمارهٔ ۷ خصمت چو شکوفه مدتی رنگ آمیخت
  8. شمارهٔ ۸ ای باده،کدام دایگان پروردت
  9. شمارهٔ ۹ رازی که به گل نسیم سنبل گفته ست
  10. شمارهٔ ۱۰ چشمی دارم همیشه بر صورت دوست
  11. شمارهٔ ۱۱ دل خیمه غم بر آتش تاب زده ست
  12. شمارهٔ ۱۲ بس دل که ز تو خون شده در برمانده ست
  13. شمارهٔ ۱۳ عناب لبت رنگ زخم بر بوده ست
  14. شمارهٔ ۱۴ شاها،ز تو کار ملک ودین بانسق است
  15. شمارهٔ ۱۵ می را که همیشه با خرد دندان است
  16. شمارهٔ ۱۶ دی بر ورقی که آن ز اشعار من است
  17. شمارهٔ ۱۷ هر چند که میل تو سوی بیدادی ست
  18. شمارهٔ ۱۸ گر یار بداندی کِم اندر دل چیست
  19. شمارهٔ ۱۹ در پرده خوشدلی کسی را راهی ست
  20. شمارهٔ ۲۰ بر خال تو جز حال تبه نتوان داشت
  21. شمارهٔ ۲۱ شاها چو فلک عُلسو رای تو نداشت
  22. شمارهٔ ۲۲ ایزد عَلَم فتح برای تو فراشت
  23. شمارهٔ ۲۳ بر کرده چو مه سر از گریبان می رفت
  24. شمارهٔ ۲۴ دی شاه بتان با رخ رنگین می رفت
  25. شمارهٔ ۲۵ دوش این خردم نصیحتی پنهان گفت
  26. شمارهٔ ۲۶ ای خیل ستارگان سپاه و حشمت
  27. شمارهٔ ۲۷ از رایت تو نور ظفر می تابد
  28. شمارهٔ ۲۸ آن خط که به گرد آن دهن می گردد
  29. شمارهٔ ۲۹ خسرو چو به خرمی قدح بر دارد
  30. شمارهٔ ۳۰ چشم تو که ابروی کمانکش دارد
  31. شمارهٔ ۳۱ گر یک نفست ز زندگانی گذرد
  32. شمارهٔ ۳۲ با عشق تو در جهان غم نان که خورد؟
  33. شمارهٔ ۳۳ بلبل چو ز عشق گل فغان در گیرد
  34. شمارهٔ ۳۴ از عشق تو در تنم روان می سوزد
  35. شمارهٔ ۳۵ دی چشم تو را سِحر مطلق می زد
  36. شمارهٔ ۳۶ گه شانه زبان در خم گیسوت کشد
  37. شمارهٔ ۳۷ در عشق اگر دمی قرارت باشد
  38. شمارهٔ ۳۸ دل فصل ربیع را چو جان می داند
  39. شمارهٔ ۳۹ ای شب،نه ز زلف اوست بر پای تو بند
  40. شمارهٔ ۴۰ چون لشکر شه روی به راه آوردند
  41. شمارهٔ ۴۱ در دست غم تو بودم ای سرو بلند
  42. شمارهٔ ۴۲ تا ظن نبری که شاه رنجور شود
  43. شمارهٔ ۴۳ بر خوان امید فلک جامه کبود
  44. شمارهٔ ۴۴ دل گرچه هلاک جان و تن می خواهد
  45. شمارهٔ ۴۵ ترکم نقط غالیه پرورد نهد
  46. شمارهٔ ۴۶ گفتم که مگر دل نه چو دلدار آید
  47. شمارهٔ ۴۷ این خط که همی رخ تو را آراید
  48. شمارهٔ ۴۸ چو شمع تنم ز دل به جان می آید
  49. شمارهٔ ۴۹ شیرین دهنش چو در سخن می آید
  50. شمارهٔ ۵۰ در مستی اگر زمن گناهی آید
  51. شمارهٔ ۵۱ با خار قناعت ار بسازی یکبار
  52. شمارهٔ ۵۲ ای باد بیا و بوی گلزار بیار
  53. شمارهٔ ۵۳ کو پر می صافی مروق ساغر؟
  54. شمارهٔ ۵۴ هر حلقه زلفت زفن یکدیگر
  55. شمارهٔ ۵۵ هر لحظه دلم به جست و جویی دیگر
  56. شمارهٔ ۵۶ تا چند ازین حبله و زراقی عمر
  57. شمارهٔ ۵۷ تو خرده بتا بر گل پژمرده مگیر
  58. شمارهٔ ۵۸ شاها به تو دارد همه آفاق نیاز
  59. شمارهٔ ۵۹ اندر هوس تو صرف شد عمر دراز
  60. شمارهٔ ۶۰ این دل که نگشت بر مرادی پیروز

متن اشعار به نقل از گنجور.