پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

رباعیات

شمارهٔ ۳۷

در عشق اگر دمی قرارت باشد

با صحبت نیکوان چه کارت باشد؟!

سر تیز چو خار باش،تا یار چو گل

گه در بر و گاه در کنارت باشد

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۹ای شب،نه ز زلف اوست بر پای تو بند
  2. شمارهٔ ۴۰چون لشکر شه روی به راه آوردند
  3. شمارهٔ ۴۱در دست غم تو بودم ای سرو بلند
  4. شمارهٔ ۴۲تا ظن نبری که شاه رنجور شود
  5. شمارهٔ ۴۳بر خوان امید فلک جامه کبود
  6. شمارهٔ ۴۴دل گرچه هلاک جان و تن می خواهد
  7. شمارهٔ ۴۵ترکم نقط غالیه پرورد نهد
  8. شمارهٔ ۴۶گفتم که مگر دل نه چو دلدار آید
همه‌ی رباعیات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.