پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

رباعیات

شمارهٔ ۱۶

دی بر ورقی که آن ز اشعار من است

جانی دیدم که آن نه گفتار من است

دل گفت قلم تراش بر گیرو بکن !

گفتم آری کندن جان کار من است!

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۸گر یار بداندی کِم اندر دل چیست
  2. شمارهٔ ۱۹در پرده خوشدلی کسی را راهی ست
  3. شمارهٔ ۲۰بر خال تو جز حال تبه نتوان داشت
  4. شمارهٔ ۲۱شاها چو فلک عُلسو رای تو نداشت
  5. شمارهٔ ۲۲ایزد عَلَم فتح برای تو فراشت
  6. شمارهٔ ۲۳بر کرده چو مه سر از گریبان می رفت
  7. شمارهٔ ۲۴دی شاه بتان با رخ رنگین می رفت
  8. شمارهٔ ۲۵دوش این خردم نصیحتی پنهان گفت
همه‌ی رباعیات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.