پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

رباعیات

شمارهٔ ۳۱

گر یک نفست ز زندگانی گذرد

مگذار که جز به شادمانی گذرد

زنهار که سرمایه ملکت ز جهان

عمری است چنان کش گذرانی گذرد

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۳بلبل چو ز عشق گل فغان در گیرد
  2. شمارهٔ ۳۴از عشق تو در تنم روان می سوزد
  3. شمارهٔ ۳۵دی چشم تو را سِحر مطلق می زد
  4. شمارهٔ ۳۶گه شانه زبان در خم گیسوت کشد
  5. شمارهٔ ۳۷در عشق اگر دمی قرارت باشد
  6. شمارهٔ ۳۸دل فصل ربیع را چو جان می داند
  7. شمارهٔ ۳۹ای شب،نه ز زلف اوست بر پای تو بند
  8. شمارهٔ ۴۰چون لشکر شه روی به راه آوردند
همه‌ی رباعیات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.