پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

رباعیات

شمارهٔ ۳۵

دی چشم تو را سِحر مطلق می زد

مکر تو رهِ گنبد ارزق می زد

تا داشتی آفتاب در سایه زلف

جان بر صفت ذره معلق می‌زد

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۷در عشق اگر دمی قرارت باشد
  2. شمارهٔ ۳۸دل فصل ربیع را چو جان می داند
  3. شمارهٔ ۳۹ای شب،نه ز زلف اوست بر پای تو بند
  4. شمارهٔ ۴۰چون لشکر شه روی به راه آوردند
  5. شمارهٔ ۴۱در دست غم تو بودم ای سرو بلند
  6. شمارهٔ ۴۲تا ظن نبری که شاه رنجور شود
  7. شمارهٔ ۴۳بر خوان امید فلک جامه کبود
  8. شمارهٔ ۴۴دل گرچه هلاک جان و تن می خواهد
همه‌ی رباعیات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.