پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

رباعیات

شمارهٔ ۴

نتوان ز جفای چرخ گردنده گریخت

دست ستمش به عقل بر نتوان بیخت

آن طاس نگون به گردن آویخته باد

چون سطل که آب روی مردم همه ریخت

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۶باد آمد و گل بر سر میخواران ریخت
  2. شمارهٔ ۷خصمت چو شکوفه مدتی رنگ آمیخت
  3. شمارهٔ ۸ای باده،کدام دایگان پروردت
  4. شمارهٔ ۹رازی که به گل نسیم سنبل گفته ست
  5. شمارهٔ ۱۰چشمی دارم همیشه بر صورت دوست
  6. شمارهٔ ۱۱دل خیمه غم بر آتش تاب زده ست
  7. شمارهٔ ۱۲بس دل که ز تو خون شده در برمانده ست
  8. شمارهٔ ۱۳عناب لبت رنگ زخم بر بوده ست
همه‌ی رباعیات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.