فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ بی رخصت دل زبان بگفتن مگشا
- شمارهٔ ۲ افگند ز پای، ضعف پیری ما را
- شمارهٔ ۳ نرمی، ز سر تو واکند غوغا را
- شمارهٔ ۴ کاهید ز عشق تو تن و جان ما را
- شمارهٔ ۵ تا کام دهی، نفس بخود معجب را
- شمارهٔ ۶ دایم نبود جوانی ایام ترا
- شمارهٔ ۷ بر نقش جهان که راه زد جاهل را
- شمارهٔ ۸ در خانه، فراش و متکا نیست مرا
- شمارهٔ ۹ پیری از عمر کرده بیزار مرا
- شمارهٔ ۱۰ نبود چون نام، دشمنی انسان را
- شمارهٔ ۱۱ از فیض هوا، سبز نگردد گل ما
- شمارهٔ ۱۲ یارب! نه سزای تست گر کرده ما
- شمارهٔ ۱۳ هر ذره ز مهر تست جانی بیتاب
- شمارهٔ ۱۴ ای دل رخ از این سرای فانی برتاب
- شمارهٔ ۱۵ ای روی تو در نمودن خود بیتاب
- شمارهٔ ۱۶ خوش آنکه بغم شکفته باشی همه شب
- شمارهٔ ۱۷ حسنت، روزی که دست و شمشیر افراخت
- شمارهٔ ۱۸ ای آنکه غم لباس جان تو گداخت
- شمارهٔ ۱۹ آنکو بدلش بیم گنه کمیاب است
- شمارهٔ ۲۰ ملک است چو خانهای که دردار فناست
- شمارهٔ ۲۱ هر چند قبا درشت تر، ژنده تر است
- شمارهٔ ۲۲ ما را نه حرف تند یاران ضرر است
- شمارهٔ ۲۳ در رسته عاشقی،که نفعش ضرر است
- شمارهٔ ۲۴ هر چند کلام تو چو در و گهر است
- شمارهٔ ۲۵ ای آنکه بهر دمت هوای دگر است
- شمارهٔ ۲۶ ای آنکه همیشه ملک و مالت هوس است
- شمارهٔ ۲۷ از هر نعمت که در جهان دسترس است
- شمارهٔ ۲۸ دامن زن آتش فنا، این نفس است
- شمارهٔ ۲۹ آن را که نه آتش خرد خاموش است
- شمارهٔ ۳۰ آبادی از این خراب جستن غلط است
- شمارهٔ ۳۱ لذت دگر از شباب جستن غلط است
- شمارهٔ ۳۲ این راهزنان که راهروشان نام است
- شمارهٔ ۳۳ نفس تو، که تن پروریش آیین است
- شمارهٔ ۳۴ ز آن موی میان، فکر مرا جانکاه است
- شمارهٔ ۳۵ ای آنکه ترا خانه آراسته است
- شمارهٔ ۳۶ گفتم، ز چه آیا طرب از ما رفته است؟
- شمارهٔ ۳۷ بشنو ز گذشتگان ترا گر گوشی است
- شمارهٔ ۳۸ عمر تو خس و، زر آتش سوزانی است
- شمارهٔ ۳۹ جایی که کسی پی نبرد، بی جایی است
- شمارهٔ ۴۰ آیینه روی دلبران، مظهر اوست
- شمارهٔ ۴۱ زین باغ، که در وی گل شادی خودروست
- شمارهٔ ۴۲ ای آنکه دلت جز بهوس مایل نیست
- شمارهٔ ۴۳ ای آنکه ترا جز غلیان همدم نیست
- شمارهٔ ۴۴ کس را چو زبان نرم خود همدم نیست!
- شمارهٔ ۴۵ امید ز هر که هست، باید برداشت
- شمارهٔ ۴۶ هر بی جگری ز تنگ دنیا نگذشت
- شمارهٔ ۴۷ بر درگه خلق، بندگی ما را کشت
- شمارهٔ ۴۸ مستی جوانیم بطاعت چو نهشت
- شمارهٔ ۴۹ از بهر خلافت پیمبر بی گفت
- شمارهٔ ۵۰ دنیا، که بجلوه میکند مفتونت
- شمارهٔ ۵۱ عزت، ثمر فروتنی میگردد
- شمارهٔ ۵۲ ای آنکه همیشه در پی خوابی و خورد
- شمارهٔ ۵۳ گه در غم پوششی و، گه در غم خورد
- شمارهٔ ۵۴ عمر تو بفکر دنیی دون گذرد
- شمارهٔ ۵۵ بدخو، از خوی خود بدوزخ باشد
- شمارهٔ ۵۶ آتش اگرت ز عشق در سر باشد
- شمارهٔ ۵۷ دل، از غم نانی اگرت خون باشد
- شمارهٔ ۵۸ فرزند، برای روز بد میباشد
- شمارهٔ ۵۹ هرگز نه ترا دل غمین میباشد
- شمارهٔ ۶۰ گر شعر نه مال و ثروتم می بخشد
متن اشعار به نقل از گنجور.