پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی

واعظ قزوینی

رباعیات

۱۳۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ از جوش شباب، پر دلت بی غم شد
  2. شمارهٔ ۶۲ بی خاطر جمع، نکته دان نتوان شد
  3. شمارهٔ ۶۳ ای آنکه بجمع سیم و زر حرصت خواند
  4. شمارهٔ ۶۴ نی در سر شوق و، نی بدل پروا ماند
  5. شمارهٔ ۶۵ نی سفره، نه کاسه، نی طبق میماند
  6. شمارهٔ ۶۶ این مدعیان که راه نشناخته اند
  7. شمارهٔ ۶۷ چون دیده بینشم عطا فرمودند
  8. شمارهٔ ۶۸ ای گشته ز شب بخورد و خوابی خرسند
  9. شمارهٔ ۶۹ کس جا بدل فتادگان تا نکند
  10. شمارهٔ ۷۰ درد دل خسته را، نگفتن چه کند؟
  11. شمارهٔ ۷۱ جاهل، چو هوس بچتر شاهی فگند
  12. شمارهٔ ۷۲ طفلان، که فرح فزا و غم کاهانند
  13. شمارهٔ ۷۳ گر باده غم نصیب ما زین خم بود
  14. شمارهٔ ۷۴ گر قبله دل، نه کوی آن شاه بود
  15. شمارهٔ ۷۵ از خوی درشت، دوست نایاب شود
  16. شمارهٔ ۷۶ تا از دم گرمی سخنی سر نشود
  17. شمارهٔ ۷۷ با خلق الفت، دماغ سازی خواهد
  18. شمارهٔ ۷۸ هر کس که در این زمانه عزت جوید
  19. شمارهٔ ۷۹ زاد ره مرگ، گریه و آه ببر
  20. شمارهٔ ۸۰ از کار جهان، بترک و تجرید گذر
  21. شمارهٔ ۸۱ از خانه خراب کردن خلق به زور
  22. شمارهٔ ۸۲ تاکی ز شراب خواب مستی، برخیز!
  23. شمارهٔ ۸۳ در مکتب عقل، خود کتاب خود باش
  24. شمارهٔ ۸۴ ای آنکه ترا خوش غلیانیست تلاش
  25. شمارهٔ ۸۵ مو، جوهر تیغ ابروی دلجویش
  26. شمارهٔ ۸۶ ای ازلم ولانسلمت، خلق به تنگ
  27. شمارهٔ ۸۷ در دیده چرغت، ای جهان فرهنگ
  28. شمارهٔ ۸۸ چرغ تو که در صید ندانسته درنگ
  29. شمارهٔ ۸۹ از صاف دلان نیست کدورت را رنگ
  30. شمارهٔ ۹۰ هر سو به رخ تو نیست زلف شبرنگ
  31. شمارهٔ ۹۱ از واهمه چرغ تو آن زرین چنگ
  32. شمارهٔ ۹۲ برخیز شب ای همای اوج اقبال
  33. شمارهٔ ۹۳ ای آنکه نباشد از نمازت جز نام
  34. شمارهٔ ۹۴ گر دل نشدی باین دو مصرع شادم
  35. شمارهٔ ۹۵ هان کار بکن راست، که قامت شد خم
  36. شمارهٔ ۹۶ ای درد تو لیلی دل مجنونم
  37. شمارهٔ ۹۷ آن روز که بیدار از این خواب شوم
  38. شمارهٔ ۹۸ ما دشمن خویش را، بیاری زده ایم
  39. شمارهٔ ۹۹ عمری به عبث همنفس قال شدیم
  40. شمارهٔ ۱۰۰ هر چند گناه تو عظیم است عظیم
  41. شمارهٔ ۱۰۱ با اهل ستم مجوش بهر احسان
  42. شمارهٔ ۱۰۲ از صدق، سخن کند اثر در دل و جان
  43. شمارهٔ ۱۰۳ خواهی اگر از راحت کونین نشان
  44. شمارهٔ ۱۰۴ جانت نشود پاک ز گرد عصیان
  45. شمارهٔ ۱۰۵ خواهی که شود بر سر خلقت مسکن
  46. شمارهٔ ۱۰۶ خالی ز خرد شد سر و، از نیرو تن
  47. شمارهٔ ۱۰۷ هردم، رهم ای عشق بیک رنگ مزن
  48. شمارهٔ ۱۰۸ همراه شباب، رفت نیرو از تن
  49. شمارهٔ ۱۰۹ از گنج عطای تو، چه کم دارم من؟
  50. شمارهٔ ۱۱۰ موجود، کسی به جز تو نشمارم من!
  51. شمارهٔ ۱۱۱ کم گو، که بود سخن چو در مکنون
  52. شمارهٔ ۱۱۲ آمد پیری و، زشت شد صورت تو
  53. شمارهٔ ۱۱۳ شد وعده اگر خلاف در حضرت تو
  54. شمارهٔ ۱۱۴ واعظ چه کسست؟ کمترین بنده تو!
  55. شمارهٔ ۱۱۵ پر در پی وصل آرزوها تک و دو
  56. شمارهٔ ۱۱۶ دردی که بسوی چاره ساز آیی کو؟
  57. شمارهٔ ۱۱۷ از بهر شناساییت از لطف اله
  58. شمارهٔ ۱۱۸ ای از مرض حرص ترا دل مرده
  59. شمارهٔ ۱۱۹ شاهی خواهی، گدایی از دست مده
  60. شمارهٔ ۱۲۰ هستی نبود، جز غم و رنج و تعبی

متن اشعار به نقل از گنجور.