پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری

حکیم نزاری

دستورنامه

۴۸ شعر

فهرست اشعار

  1. بخش ۱ - توحید قل الحمدلله نزاری فَقُل
  2. بخش ۲ - نعت رسول (ص) گزین کرد فی الجمله از کاینات
  3. بخش ۳ - مناجات الهی زفضلت نباشد بدیع
  4. بخش ۴ - فصل در اخلاق - خطاب به خود نزاری ز پاکیزه کاران درای
  5. بخش ۵ - اندیشه و سخن چو بر مرکبِ فکر گردم سوار
  6. بخش ۶ - پیری بطلب - در تسلیم یکی پیر رهبر طلب ای جوان
  7. بخش ۷ - دو فرزند شایسته شهنشاه و نصرت و یاد تاج الدین محمد مرا فضل بخشنده دین و داد
  8. بخش ۸ - سبب نظم کتاب بقا باد این هر دو را بی شمار
  9. بخش ۹ - تضمین بیت شیخ اجل سعدی به تکرار و تَذکار عادت کنند
  10. بخش ۱۰ - حرمت شراب شراب آن گهی دست شرّست و شور
  11. بخش ۱۱ - مداح می غذای تن و قوت جان است راح
  12. بخش ۱۲ - یار عهد جوانی به عهد جوانی چنان بودمی
  13. بخش ۱۳ - دلیل راه پس از مدتی در میان آمدم
  14. بخش ۱۴ - شهرت به شرب مدام چو مشهور گشتم به شرب مدام
  15. بخش ۱۵ - هدایت پدر پدر رحمت الله چو آگاه شد
  16. بخش ۱۶ - تبویب کتاب سخن موجز و پرمعانی نکوست
  17. بخش ۱۷ - سه اندزر سه باب است هر سه مبیّن کنم
  18. بخش ۱۸ - دو تعلیم گروه سه دیگر جهان گشتگان
  19. بخش ۱۹ - حکایت یکی بود در شهرِ تون پیش ازین
  20. بخش ۲۰ - می، جوان‌مردِ نامرد غرض آن که بر هرچه عادت کنی
  21. بخش ۲۱ - ادب میزبانی چو در خانه مهمان بری از پگاه
  22. بخش ۲۲ - به مستی سواری مکن به پایانِ مستی سواری مکن
  23. بخش ۲۳ - حذر از ناجنس مکن تا توانی به ناجنس میل
  24. بخش ۲۴ - در جستن یار هم‌جنس نشاید بر اسرار کردن ستیز
  25. بخش ۲۵ - نو باده به نوباده هر هفته یاری مَکُن
  26. بخش ۲۶ - صبوحی صبوح آفتِ مغز و ضعفِ دل است
  27. بخش ۲۷ - آیین اهل عراق شنیدم که فرمان دهان عراق
  28. بخش ۲۸ - اهلیّت باده خواران چو می روح بخشی نیاید به دست
  29. بخش ۲۹ - سخا به مستی به مستی سخاوت بود نا پسند
  30. بخش ۳۰ - حکایت سرآشفته ای مستِ خود رای بود
  31. بخش ۳۱ - حفظ اعتدال کسی را که می دم به دم می خورد
  32. بخش ۳۲ - می، سلطان بیدادگر مکن اعتماد ای پسر بر شراب
  33. بخش ۳۳ - نقل شراب اطبّا ز نُقل اندک آورده‌اند
  34. بخش ۳۴ - حفظ دندان چو نقلی گرفتی به دندانِ تنگ
  35. بخش ۳۵ - کرامات می ندیدیم هرگز به عمر دراز
  36. بخش ۳۶ - حکایت گذر بودمان بر براکوهِ تون
  37. بخش ۳۷ - حکایت برون آمدیم از نشابور مست
  38. بخش ۳۸ - مقامات می خوارگان ندانی اگر هیچ بویی بری
  39. بخش ۳۹ - حکایت ربا خواره‌ای بود؛ بیدانیی
  40. بخش ۴۰ - خلوت آباد حکیم مرا هر چه با خویشتن بودمی
  41. بخش ۴۱ - عروج و الهام به اوقات دیگر دل مستِ من
  42. بخش ۴۲ - سبب تغییر حال شبی هاتف غیبم آواز داد
  43. بخش ۴۳ - من کیستم مرا خود در اوقاتِ ردّ و قبول
  44. بخش ۴۴ - پس از توبه پس از یک دو سالم که توفیق حی
  45. بخش ۴۵ - خطاب به شاهنشاه و نصرت الا ای جگر گوشگانِ پدر
  46. بخش ۴۶ - ایجاز سخن سخن موجز و منتخب کرده ام
  47. بخش ۴۷ - تاریخ نظم به چشمِ جهان دیدة دوربین
  48. بخش ۴۸ - در مناجات و خاتمت الاهی چو از نیّتم آگهی

متن اشعار به نقل از گنجور.