پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

دستورنامه

بخش ۲۳ - حذر از ناجنس

مکن تا توانی به ناجنس میل

منه خانه بنیاد بر راهِ سیل

بود صحبت ناسزا فی‌المثل

چو مستی که افعی نهد در بغل

ز جاهل بترس این مثل هم خوش است

که در زیر خاکسترش آتش است

حذر کن ز هم صحبتِ ناپسند

که از تَخم حنظل محال است قند

چو ضایع کنی بهرۀ روزگار

پشیمانی آن‌گه نیاید به کار

حریفی مکن با فراتر نشین

وگرنه به حسرت بر آذر نشین

به صابون بشوی از فرومایه دست

وز آن که‌الفتش با فرومایه هست

فرومایه را رَه مده زینهار

که هرگز به خیرت نیاید به کار

به کُل از حریفِ مُعَربد ببُر

که از خود ندارد خبر چون شتر

بدان تا بدانی که معنیِ دوست

حریفِ وفادارِ پاکیزه خوست

دو مشکل بود هر دو در در کثیف

که بد مست و بد خفت باشد حریف

ازین هر دو واجب‌ شناس احتراز

وگر نه مکن کار بر خود دراز

اگر عاجز آیی به دفع بلا

به دستِ جنونی شوی مبتلا

ادامه‌ی دستورنامه

  1. بخش ۲۵ - نو بادهبه نوباده هر هفته یاری مَکُن
  2. بخش ۲۶ - صبوحیصبوح آفتِ مغز و ضعفِ دل است
  3. بخش ۲۷ - آیین اهل عراقشنیدم که فرمان دهان عراق
  4. بخش ۲۸ - اهلیّت باده خوارانچو می روح بخشی نیاید به دست
  5. بخش ۲۹ - سخا به مستیبه مستی سخاوت بود نا پسند
  6. بخش ۳۰ - حکایتسرآشفته ای مستِ خود رای بود
  7. بخش ۳۱ - حفظ اعتدالکسی را که می دم به دم می خورد
  8. بخش ۳۲ - می، سلطان بیدادگرمکن اعتماد ای پسر بر شراب
همه‌ی دستورنامه ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.