پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

دستورنامه

بخش ۲۷ - آیین اهل عراق

شنیدم که فرمان دهان عراق

به هر گه که افتاد صبوح اتّفاق

به رسم سخاوت به قدر یار

کنند از کم و بیش چیزی نثار

ولی دیر دیر افتد این اتّفاق

چنین است آئین اهل عراق

بزرگانه می خورد رسمی نکوست

به جایی که معهود و آئین و خوست

به شرطی که در هوشیاری بود

نه در عینِ بی اختیاری بود

ز بس شوق چون میزبانی کنند

جوانان ما جان فشانی کنند

از آن می که مستانِ ما می خورند

مقیمان بالا به رشک اندرند

نه آن می که هشیاریش در پی است

از آن می که مستی او بی می است

که نه می همه مفسدان می خورند

خورند اهلِ معنی و جان پرورند

ادامه‌ی دستورنامه

  1. بخش ۲۹ - سخا به مستیبه مستی سخاوت بود نا پسند
  2. بخش ۳۰ - حکایتسرآشفته ای مستِ خود رای بود
  3. بخش ۳۱ - حفظ اعتدالکسی را که می دم به دم می خورد
  4. بخش ۳۲ - می، سلطان بیدادگرمکن اعتماد ای پسر بر شراب
  5. بخش ۳۳ - نقل شراباطبّا ز نُقل اندک آورده‌اند
  6. بخش ۳۴ - حفظ دندانچو نقلی گرفتی به دندانِ تنگ
  7. بخش ۳۵ - کرامات میندیدیم هرگز به عمر دراز
  8. بخش ۳۶ - حکایتگذر بودمان بر براکوهِ تون
همه‌ی دستورنامه ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.