پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

دستورنامه

بخش ۲۸ - اهلیّت باده خواران

چو می روح بخشی نیاید به دست

دریغا که بر دستِ ناکس بُدست

عذابی شدیدست و رنجی عظیم

ز دستِ مخالف شرابِ حمیم

اگر جان شیرین دهندت به زور

ز دست ترش روی تلخ است و شور

زبانی دوزخ حریفِ بَدست

تو زو در عذابی و او از خودست

بتر از بتر چیست بدمستِ لُنب

کنارت پر افعیست برخود مَجُنب

به لاحول ابلیس را دور کن

به کسنی مداوای محرور کن

مده خرس را آب خضر ای پسر

که جز مُهره بر خر نزیبد گهر

چرا مفتیان می کنندش حرام

سخن راست بشو زپس احترام

دریغ است در کونِ خر ریختن

از آن شد سزایِ برآویختن

مگر مریم انگورِ آبستن است

که روحش درون همچو جان در تن است

چو از روح محض است آبستنیش

چرا زیر پای خران افکنیش

ادامه‌ی دستورنامه

  1. بخش ۳۰ - حکایتسرآشفته ای مستِ خود رای بود
  2. بخش ۳۱ - حفظ اعتدالکسی را که می دم به دم می خورد
  3. بخش ۳۲ - می، سلطان بیدادگرمکن اعتماد ای پسر بر شراب
  4. بخش ۳۳ - نقل شراباطبّا ز نُقل اندک آورده‌اند
  5. بخش ۳۴ - حفظ دندانچو نقلی گرفتی به دندانِ تنگ
  6. بخش ۳۵ - کرامات میندیدیم هرگز به عمر دراز
  7. بخش ۳۶ - حکایتگذر بودمان بر براکوهِ تون
  8. بخش ۳۷ - حکایتبرون آمدیم از نشابور مست
همه‌ی دستورنامه ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.