پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

دستورنامه

بخش ۳۵ - کرامات می

ندیدیم هرگز به عمر دراز

در بسته بر می که نگشود باز

عجب نبود از می که هنگامِ بود

گر آید ز کتمِ عدم در وجود

بجایی کند دستگیری مست

که چرخش نهد بر زمین پشت دست

اگر در زمین نیز باشد دفین

چو می‌خواره سر بر زند از زمین

اگر شمّه‌ای از کرامات می

بگویم عجایب بمانی ز وی

ادامه‌ی دستورنامه

  1. بخش ۳۷ - حکایتبرون آمدیم از نشابور مست
  2. بخش ۳۸ - مقامات می خوارگانندانی اگر هیچ بویی بری
  3. بخش ۳۹ - حکایتربا خواره‌ای بود؛ بیدانیی
  4. بخش ۴۰ - خلوت آباد حکیممرا هر چه با خویشتن بودمی
  5. بخش ۴۱ - عروج و الهامبه اوقات دیگر دل مستِ من
  6. بخش ۴۲ - سبب تغییر حالشبی هاتف غیبم آواز داد
  7. بخش ۴۳ - من کیستممرا خود در اوقاتِ ردّ و قبول
  8. بخش ۴۴ - پس از توبهپس از یک دو سالم که توفیق حی
همه‌ی دستورنامه ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.