پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

دستورنامه

بخش ۴۰ - خلوت آباد حکیم

مرا هر چه با خویشتن بودمی

نه در مجلس انجمن بودمی

به اوقات بودی ز ماءالعنب

دو شیشه سه من راتبِ روز و شب

درِ خلوت آباد در بستمی

به کنج خود آسوده بنشستمی

به هر موسمی خانه‌ای داشتم

حکیمانه پیمانه‌ای داشتم

به دفع ملالت به رفع حجاب

روان کردنی کاسه‌ی پر شراب

فرو دادمی کاسه سرسیاه

به میعاد عادت به رسم و به راه

درِ اشتها چون شدی باز، باز

سبک کردمی لقمه‌ای چند گاز

به هر وقت می‌بود نفسِ حقیر

ز اندک غذا ریزه‌ای ناگزیر

ادامه‌ی دستورنامه

  1. بخش ۴۲ - سبب تغییر حالشبی هاتف غیبم آواز داد
  2. بخش ۴۳ - من کیستممرا خود در اوقاتِ ردّ و قبول
  3. بخش ۴۴ - پس از توبهپس از یک دو سالم که توفیق حی
  4. بخش ۴۵ - خطاب به شاهنشاه و نصرتالا ای جگر گوشگانِ پدر
  5. بخش ۴۶ - ایجاز سخنسخن موجز و منتخب کرده ام
  6. بخش ۴۷ - تاریخ نظمبه چشمِ جهان دیدة دوربین
  7. بخش ۴۸ - در مناجات و خاتمتالاهی چو از نیّتم آگهی
همه‌ی دستورنامه ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.