پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

دستورنامه

بخش ۴۸ - در مناجات و خاتمت

الاهی چو از نیّتم آگهی

که خیرست نیّت به خیرم نهی

گرم نا پسندی بر اقلام رفت

حدیث از می و مطرب و جام رفت

مگردان سیه روی چون دفترم

به اوراق طوبی بپوشان سرم

الهی به دریای بخشایشم

فرو شوی دامن ز آلایشم

ز ما هر چه آید نیاید به کار

چنان کز تو آید ز ما در گذار

الهی اگر جرأتی می رود

ز معلول اگر علّتی می رود

طبیبم تویی نبضِ جانم ببین

دوایِ دل ناتوانم ببین

ز دارالشّفا دفع دردم فرست

ز دستم مده پای مردم فرست

الهی به فریاد جانم رسی

دران دم که باشد دم واپسی

چنانم ز افعال و اعمالِ بد

که از هول دل در برم می تپد

چنانم شود سینه از درد و داغ

که دودم برآید سقف دماغ

الهی نگیری به ناباکیم

که آلوده دامن ز ناپاکی ام

بسی بر معاصی رضا داده ام

گریبان به دست هوا داده ام

خلاصم ده از کردة ناپسند

به رویم در مغفرت در مبند

الهی عزیزم به عزّت کنی

به رحمت ببخشی و رجعت کنی

گناهم به خیراتِ اهلِ صفا

معاذم به ذریّتِ مصطفا

ندارم دگر جز تو کس والسّلام

امیدم همین است و بس والسّلام

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.