پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

دستورنامه

بخش ۳۴ - حفظ دندان

چو نقلی گرفتی به دندانِ تنگ

گراینده تسکین پذیرد به سنگ

به دندان حوالت مکن کارِ سنگ

که بازش به گوهر نیاری به چنگ

نگه دارش از استخوان زینهار

توهم این نصیحت زمن یاددار

که من از پدر کردم این پند گوش

ازین شرط تابرنگردی بکوش

توهم ای پسر از پدر یاددار

که من از پدر داشتم یادگار

سپاس از خدا کاندرین شست و پنج

ز دندان نه زحمت کشیدم نه رنج

برومند بودم ز پند پدر

تو نیز از پدر باریا بهره بر

مکن خسته دندان به بادام سخت

که از نقل محکم شود لخت لخت

سر پسته بشکن به سنگ ای پسر

در بسته نتوان شکستن به سر

چو رخنه شود در مصافی درست

شود پای استاده برجای سست

ندارد چو لشکر بجنبد ز جای

یکی در هزیمت نیفشرده پای

مه اندازشان در پی یک دگر

مجنبان بلا تا نیاید به سر

ادامه‌ی دستورنامه

  1. بخش ۳۶ - حکایتگذر بودمان بر براکوهِ تون
  2. بخش ۳۷ - حکایتبرون آمدیم از نشابور مست
  3. بخش ۳۸ - مقامات می خوارگانندانی اگر هیچ بویی بری
  4. بخش ۳۹ - حکایتربا خواره‌ای بود؛ بیدانیی
  5. بخش ۴۰ - خلوت آباد حکیممرا هر چه با خویشتن بودمی
  6. بخش ۴۱ - عروج و الهامبه اوقات دیگر دل مستِ من
  7. بخش ۴۲ - سبب تغییر حالشبی هاتف غیبم آواز داد
  8. بخش ۴۳ - من کیستممرا خود در اوقاتِ ردّ و قبول
همه‌ی دستورنامه ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.