پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

دستورنامه

بخش ۳۸ - مقامات می خوارگان

ندانی اگر هیچ بویی بری

مقامات میخوارگان سرسری

کسانی که در بی‌خودی دم زنند

جهانی به یک جرعه برهم زنند

زمستان حق پرس اسرارِ می

که افسرده بیرون نبردست پی

چو در می تلف کردگان ذوق نیست

دل افسردگان را سر شوق نیست

حذر کن زمستان که رندی به گاه

دو عالم بسوزد به یک برق آه

ز مستان به ظاهر چه بینند باز

همه آن که زیشان کنند احتراز

ز بیرون خرابی شناسند و بس

کمالی دهد از درون هر نفس

برون گر خرابی و ویرانی است

درون سر به سر گنج پنهانی است

خرابی مردان اگر ننگری

ز هر کنج گنجی برون آوری

میازار دل‌های مستان مست

که سرها ببرند بی تیغ و دست

ادامه‌ی دستورنامه

  1. بخش ۴۰ - خلوت آباد حکیممرا هر چه با خویشتن بودمی
  2. بخش ۴۱ - عروج و الهامبه اوقات دیگر دل مستِ من
  3. بخش ۴۲ - سبب تغییر حالشبی هاتف غیبم آواز داد
  4. بخش ۴۳ - من کیستممرا خود در اوقاتِ ردّ و قبول
  5. بخش ۴۴ - پس از توبهپس از یک دو سالم که توفیق حی
  6. بخش ۴۵ - خطاب به شاهنشاه و نصرتالا ای جگر گوشگانِ پدر
  7. بخش ۴۶ - ایجاز سخنسخن موجز و منتخب کرده ام
  8. بخش ۴۷ - تاریخ نظمبه چشمِ جهان دیدة دوربین
همه‌ی دستورنامه ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.