پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

دستورنامه

بخش ۳۰ - حکایت

سرآشفته ای مستِ خود رای بود

که در کشمرش پیش از این جای بود

سحرخواره ای شب نشین روز مست

می و مطربی را شده زیر دست

مُدام او ز آتش غذا ساخته

ز آب منی خود بپرداخته

نمیخورد بی چاره از هر ابا

بود کم تر از چمچمه ای شوربا

نه شربت چشیدی نه خوردی طعام

سراسیمه بودی مدام از مدام

شبی در برش آن سزای هجا

نفس منقطع شد ازو بر فجا

برآورد مطرب غریو و غرنگ

که راه نفس شد برین ترک تنگ

دویدند یاران او بر سرش

فروبسته دیدند دم در برش

رئیس ده و کدخدایان به هم

هراسان که گردند از آن متّهم

جگرگاه بی چاره بگشافتند

جگر، پوده و دل، سیه یافتند

چنین چند کس دیده ام کز شراب

فرورفت ناگه خراب و یباب

ادامه‌ی دستورنامه

  1. بخش ۳۲ - می، سلطان بیدادگرمکن اعتماد ای پسر بر شراب
  2. بخش ۳۳ - نقل شراباطبّا ز نُقل اندک آورده‌اند
  3. بخش ۳۴ - حفظ دندانچو نقلی گرفتی به دندانِ تنگ
  4. بخش ۳۵ - کرامات میندیدیم هرگز به عمر دراز
  5. بخش ۳۶ - حکایتگذر بودمان بر براکوهِ تون
  6. بخش ۳۷ - حکایتبرون آمدیم از نشابور مست
  7. بخش ۳۸ - مقامات می خوارگانندانی اگر هیچ بویی بری
  8. بخش ۳۹ - حکایتربا خواره‌ای بود؛ بیدانیی
همه‌ی دستورنامه ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.