پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

دستورنامه

بخش ۳۲ - می، سلطان بیدادگر

مکن اعتماد ای پسر بر شراب

ز سلطان بیدادگر اجتناب

می ار بشنوی این نصیحت زمن

عجب پهلوانیست لشکر شکن

نماید گه تاختن اندکی

پراکنده از هر طرف یک یکی

تو پس گیره‌ی او کنی بی‌درنگ

برو تازی و او نه‌استد به جنگ

هزیمت کند تا تو خیره شوی

تو خود بر عقب خیره روی

کمین کرده باشد سواری هزار

همه امتحان کرده‌ی کارزار

چوپیش کمین گه رسی ناگهان

همه راست گیرند بر تو عنان

چو نخجیرت اندر میان آورند

ازین سو کشندت وزان سو برند

بترس از کمین کردگان زینهار

حذر کردن از خصم واجب شمار

ادامه‌ی دستورنامه

  1. بخش ۳۴ - حفظ دندانچو نقلی گرفتی به دندانِ تنگ
  2. بخش ۳۵ - کرامات میندیدیم هرگز به عمر دراز
  3. بخش ۳۶ - حکایتگذر بودمان بر براکوهِ تون
  4. بخش ۳۷ - حکایتبرون آمدیم از نشابور مست
  5. بخش ۳۸ - مقامات می خوارگانندانی اگر هیچ بویی بری
  6. بخش ۳۹ - حکایتربا خواره‌ای بود؛ بیدانیی
  7. بخش ۴۰ - خلوت آباد حکیممرا هر چه با خویشتن بودمی
  8. بخش ۴۱ - عروج و الهامبه اوقات دیگر دل مستِ من
همه‌ی دستورنامه ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.