پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

دستورنامه

بخش ۲۴ - در جستن یار هم‌جنس

نشاید بر اسرار کردن ستیز

چو در مانی از چاره کردن گریز

اگر محرمِ راز داری نکوست

همه رونق و عیش و عشرت ازوست

چه خوش روزگاری‌ست با هم‌نفس

حرام است بی‌یارِ هم‌دم، نفس

اگر صد حریفت بود هم‌نشین

یکی رازدارت بباید امین

زده امتحانش چو زر بر محک

شده پاک از آلایشِ شرک و شک

ولیکن که دارد؟ کجا کو کراست‌؟

اشارت به عنقا همین است راست

دو نوبت زن ار یافتنی یک دلی

نباشد چو تو در جهان مقبلی

به یاری توان کارها پیش برد

قدم جز به یاری نباید سپرد

چو در خود نمی‌یابی این ماجرا

توقّع کنی از دگر کس چرا

اگر ترک اسرار خود گفته‌ای

ز دانا نصیحت پذیرفته‌ای

ادامه‌ی دستورنامه

  1. بخش ۲۶ - صبوحیصبوح آفتِ مغز و ضعفِ دل است
  2. بخش ۲۷ - آیین اهل عراقشنیدم که فرمان دهان عراق
  3. بخش ۲۸ - اهلیّت باده خوارانچو می روح بخشی نیاید به دست
  4. بخش ۲۹ - سخا به مستیبه مستی سخاوت بود نا پسند
  5. بخش ۳۰ - حکایتسرآشفته ای مستِ خود رای بود
  6. بخش ۳۱ - حفظ اعتدالکسی را که می دم به دم می خورد
  7. بخش ۳۲ - می، سلطان بیدادگرمکن اعتماد ای پسر بر شراب
  8. بخش ۳۳ - نقل شراباطبّا ز نُقل اندک آورده‌اند
همه‌ی دستورنامه ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.