پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

دستورنامه

بخش ۱۹ - حکایت

یکی بود در شهرِ تون پیش ازین

که از صحبتش خلق بودی حزین

نبودی دمی بی‌حریف و شراب

حریفان و لیکن ازو در عذاب

عجب عادتی خوی بی‌چاره بود

نه گه‌گاه بودی که همواره بود

ز مجلس به هر چاره و حیلتی

نرفتی برون تا نخوردی لتی

چو دستش فرو کوفتندی و سخت

سویِ خانه رفتی سراسیمه بخت

ادامه‌ی دستورنامه

  1. بخش ۲۱ - ادب میزبانیچو در خانه مهمان بری از پگاه
  2. بخش ۲۲ - به مستی سواری مکنبه پایانِ مستی سواری مکن
  3. بخش ۲۳ - حذر از ناجنسمکن تا توانی به ناجنس میل
  4. بخش ۲۴ - در جستن یار هم‌جنسنشاید بر اسرار کردن ستیز
  5. بخش ۲۵ - نو بادهبه نوباده هر هفته یاری مَکُن
  6. بخش ۲۶ - صبوحیصبوح آفتِ مغز و ضعفِ دل است
  7. بخش ۲۷ - آیین اهل عراقشنیدم که فرمان دهان عراق
  8. بخش ۲۸ - اهلیّت باده خوارانچو می روح بخشی نیاید به دست
همه‌ی دستورنامه ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.