پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

دستورنامه

بخش ۱۱ - مداح می

غذای تن و قوت جان است راح

چه وصفش کنم بیش از آن است راح

چهل سال مداح می بوده‌ام

هنوزش به واجب بنستوده‌ام

شب و روز تحسین می کرده‌ام

تفاخر به آئین وی کرده‌ام

بپرورده‌ام هم چو جان در تنش

که هست اتصالی به جان منش

چنان با دمِ او دمی داشتم

که چون جان عزیزش همی‌داشتم

گه‌ش گفته‌ام جان شیرین من

جم وقت جام سفالین من

گه‌ش گفته‌ام یادگار مسیح

غلط می‌کنم اعتبارِ مسیح

گهی مادرش گفته‌ام مریم است

که چون ابن مریم مبارک دم است

گهش روح ثانی نهادم لقب

درافگندم آتش به آبِ عنب

اگر شرح خاصیت می‌دهم

ندانم که انصافِ او کی دهم

هزارش صفت کرده‌ام در هزار

هنوزش نگفتم یکی از هزار

ادامه‌ی دستورنامه

  1. بخش ۱۳ - دلیل راهپس از مدتی در میان آمدم
  2. بخش ۱۴ - شهرت به شرب مدامچو مشهور گشتم به شرب مدام
  3. بخش ۱۵ - هدایت پدرپدر رحمت الله چو آگاه شد
  4. بخش ۱۶ - تبویب کتابسخن موجز و پرمعانی نکوست
  5. بخش ۱۷ - سه اندزرسه باب است هر سه مبیّن کنم
  6. بخش ۱۸ - دو تعلیمگروه سه دیگر جهان گشتگان
  7. بخش ۱۹ - حکایتیکی بود در شهرِ تون پیش ازین
  8. بخش ۲۰ - می، جوان‌مردِ نامردغرض آن که بر هرچه عادت کنی
همه‌ی دستورنامه ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.