پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

دستورنامه

بخش ۱۵ - هدایت پدر

پدر رحمت الله چو آگاه شد

که دستم ز تدبیر کوتاه شد

به من گفت جان پدر هوش دار

به سمع رضا پندِ من گوش دار

جهان دیده و تجربت کرده‌ام

بسی سرد و گرم جهان خورده‌ام

جوانی و ناباکی و بی‌خودی

بود ضدّ دانایی و بخردی

ولی چون در آیند ازین پهن دشت

برین پل ضرورت بباید گذشت

بیاموزمت شرط می خوارگی

بر آن جمله خوکن به یک بارگی

ادامه‌ی دستورنامه

  1. بخش ۱۷ - سه اندزرسه باب است هر سه مبیّن کنم
  2. بخش ۱۸ - دو تعلیمگروه سه دیگر جهان گشتگان
  3. بخش ۱۹ - حکایتیکی بود در شهرِ تون پیش ازین
  4. بخش ۲۰ - می، جوان‌مردِ نامردغرض آن که بر هرچه عادت کنی
  5. بخش ۲۱ - ادب میزبانیچو در خانه مهمان بری از پگاه
  6. بخش ۲۲ - به مستی سواری مکنبه پایانِ مستی سواری مکن
  7. بخش ۲۳ - حذر از ناجنسمکن تا توانی به ناجنس میل
  8. بخش ۲۴ - در جستن یار هم‌جنسنشاید بر اسرار کردن ستیز
همه‌ی دستورنامه ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.