پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

دستورنامه

بخش ۳ - مناجات

الهی زفضلت نباشد بدیع

خطاهای ما در پذیر از شفیع

الهی معوّل به طاعت نه‌ایم

ولی نا امید از شفاعت نه‌ایم

الهی به انفاس پاکان خاص

ز ادناسِ نفسِ بهیمی خلاص

عنان عنایت ز ما بر مپیچ

که ما جمله هیچیم و کم تر زهیچ

مرا ای همه تو، ز من دوردار

وگر زلّتی رفت معذور دار

خلاصم ده از ورطه حرص و آز

مران بر زبانم محال و مجاز

ببخشای برعجز و بی‌چارگیم

برون آور از خود به یک بارگیم

مکن بی‌نصیبم ز فضل عمیم

ز خلقم امان ده به امید و بیم

درونم چنان پر کن از حُبّ آل

که در وی نگنجد دگر قیل و قال

بدیشان نمودی ره از بدوِ کُن

معادم به مِن بَعْضِها بَعض کُن

که‌ام من چه دارم تو داری تویی

الهی پناه نزاری تویی

تویی پای‌مرد و تویی دست گیر

ببخشای و رحمت کن و در پذیر

ادامه‌ی دستورنامه

  1. بخش ۵ - اندیشه و سخنچو بر مرکبِ فکر گردم سوار
  2. بخش ۶ - پیری بطلب - در تسلیمیکی پیر رهبر طلب ای جوان
  3. بخش ۷ - دو فرزند شایسته شهنشاه و نصرت و یاد تاج الدین محمدمرا فضل بخشنده دین و داد
  4. بخش ۸ - سبب نظم کتاببقا باد این هر دو را بی شمار
  5. بخش ۹ - تضمین بیت شیخ اجل سعدیبه تکرار و تَذکار عادت کنند
  6. بخش ۱۰ - حرمت شرابشراب آن گهی دست شرّست و شور
  7. بخش ۱۱ - مداح میغذای تن و قوت جان است راح
  8. بخش ۱۲ - یار عهد جوانیبه عهد جوانی چنان بودمی
همه‌ی دستورنامه ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.