فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۱ چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۲ تو ز من ملول گشتی که من از تو ناشتابم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۳ هذیان که گفت دشمن به درون دل شنیدم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۴ خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۵ دو هزار عهد کردم که سر جنون نخارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۶ فلکا بگو که تا کی گلههای یار گویم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۷ نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۸ دیده از خلق ببستم چو جمالش دیدم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۹ دل چه خوردهست عجب دوش که من مخمورم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۰ گر مرا خار زند آن گل خندان بکشم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۱ در فروبند که ما عاشق این میکدهایم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۲ هله رفتیم و گرانی ز جمالت بردیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۳ در فروبند که ما عاشق این انجمنیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۴ عقل گوید که من او را به زبان بفریبم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۵ دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۶ از بت باخبر من خبری می رسدم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۷ منم آن دزد که شب نقب زدم ببریدم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۸ مادرم بخت بده است و پدرم جود و کرم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۹ ای خوشا روز که پیش چو تو سلطان میرم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۰ گر تو خواهی که تو را بیکس و تنها نکنم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۱ من چو در گور درون خفته همیفرسایم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۲ ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۳ چند خسپیم صبوح است صلا برخیزیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۴ جز ز فتان دو چشمت ز کی مفتون باشیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۵ گر تو مستی بر ما آی که ما مستانیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۶ روز آن است که ما خویش بر آن یار زنیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۷ روز شادی است بیا تا همگان یار شویم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۸ ساقیا عربده کردیم که در جنگ شویم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۹ وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۰ خوش بنوشم تو اگر زهر نهی در جامم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۱ ما سر و پنجه و قوت نه از این جان داریم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۲ ای دریغا که شب آمد همه از هم ببریم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۳ من از این خانه پرنور به در می نروم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۴ تا که ما از نظر و خوبی تو باخبریم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۵ دوش می گفت جانم کای سپهر معظم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۶ هم بهدرد این درد را درمان کنم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۷ می رسد بوی جگر از دو لبم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۸ عاشقم از عاشقان نگریختم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۹ دست من گیر ای پسر خوش نیستم
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۰ ای گزیده یار چونت یافتم
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۱ سالکان راه را محرم شدم
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۲ بوی آن خوب ختن می آیدم
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۳ نو به نو هر روز باری می کشم
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۴ می شناسد پرده جان آن صنم
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۵ عاشقی بر من پریشانت کنم
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۶ گفتهای من یار دیگر می کنم
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۷ من ز وصلت چون به هجران می روم
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۸ من به سوی باغ و گلشن می روم
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۹ آتشی نو در وجود اندرزدیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۰ ما به خرمنگاه جان بازآمدیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۱ گر دم از شادی وگر از غم زنیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۲ روز باران است و ما جو می کنیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۳ امشب ای دلدار مهمان توییم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۴ ما ز بالاییم و بالا میرویم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۵ دوش عشق شمس دین می باختیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۶ عاقبت ای جانفزا نشکیفتم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۷ یک دمی خوش چو گلستان کندم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۸ من اگر نالم اگر عذر آرم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۹ من اگر مستم اگر هشیارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۰ من اگر پرغم اگر شادانم
متن اشعار به نقل از گنجور.