پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۷۴

ما ز بالاییم و بالا می‌‌رویم

ما ز دریاییم و دریا می‌رویم

ما از آن جا و از این جا نیستیم

ما ز بی‌جاییم و بی‌جا می‌رویم

لااله اندر پی الالله است

همچو لا ما هم به الا می‌رویم

قل تعالوا آیتیست از جذب حق

ما به جذبه حق تعالی می‌رویم

کشتی نوحیم در طوفان روح

لاجرم بی‌دست و بی‌پا می‌رویم

همچو موج از خود برآوردیم سر

باز هم در خود تماشا می‌رویم

راه حق تنگ است چون سم الخیاط

ما مثال رشته یکتا می‌رویم

هین ز همراهان و منزل یاد کن

پس بدانک هر دمی ما می‌رویم

خوانده‌ای انا الیه راجعون

تا بدانی که کجاها می‌رویم

اختر ما نیست در دور قمر

لاجرم فوق ثریا می‌رویم

همت عالی است در سرهای ما

از علی تا رب اعلا می‌رویم

رو ز خرمنگاه ما ای کورموش

گر نه کوری بین که بینا می‌رویم

ای سخن خاموش کن با ما میا

بین که ما از رشک بی‌ما می‌رویم

ای کَه هستی ما ره را مبند

ما به کوه قاف و عنقا می‌رویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۷۶عاقبت ای جان‌فزا نشکیفتم
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۷۷یک دمی خوش چو گلستان کندم
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۷۸من اگر نالم اگر عذر آرم
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۷۹من اگر مستم اگر هشیارم
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۸۰من اگر پرغم اگر شادانم
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۸۱من از این خانه به در می نروم
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۸۲من اگر پرغم اگر خندانم
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۸۳من که حیران ز ملاقات توام
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.