پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۷۸

من اگر نالم اگر عذر آرم

پنبه در گوش کند دلدارم

هر جفایی که کند می رسدش

هر جفایی که کند بردارم

گر مرا او به عدم انگارد

ستمش را به کرم انگارم

داروی درد دلم درد وی است

دل به دردش ز چه رو نسپارم

عزت و حرمتم آنگه باشد

که کند عشق عزیزش خوارم

باده آنگه شود انگور تنم

که بکوبد به لگد عصارم

جان دهم زیر لگد چون انگور

تا طرب ساز شود اسرارم

گرچه انگور همه خون گرید

که از این جور و جفا بیزارم

پنبه در گوش کند کوبنده

که من از جهل نمی‌افشارم

تو گر انکار کنی معذوری

لیک من بوالحکم این کارم

چون ز سعی و قدمم سر کردی

آنگهی شکر کنی بسیارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۸۰من اگر پرغم اگر شادانم
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۸۱من از این خانه به در می نروم
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۸۲من اگر پرغم اگر خندانم
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۸۳من که حیران ز ملاقات توام
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۸۴من از این خانه به در می نروم
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۸۵ای مطرب این غزل گو کی یار توبه کردم
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۸۶گفتم که عهد بستم وز عهد بد برستم
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۸۷گر جان منکرانت شد خصم جان مستم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.