پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۸۵

ای مطرب این غزل گو کی یار توبه کردم

از هر گلی بریدم وز خار توبه کردم

گه مست کار بودم گه در خمار بودم

زان کار دست شستم زین کار توبه کردم

در جرم توبه کردن بودیم تا به گردن

از توبه‌های کرده این بار توبه کردم

ای می فروش این ده ساغر به دست من ده

من ننگ را شکستم وز عار توبه کردم

مانند مست صرعم بیرون ز چار طبعم

از گرم و سرد و خشکی هر چار توبه کردم

ای مطرب الله الله می بی‌رهم تو بر ره

بردار چنگ می زن بر تار توبه کردم

ز اندیشه‌های چاره دل بود پاره پاره

بیچارگی است چاره ناچار توبه کردم

بنمای روی مه را خوش کن شب سیه را

کز ذوق آن گنه را بسیار توبه کردم

گفتم که وقت توبه‌ست شوریده‌ای مرا گفت

من تایب قدیمم من پار توبه کردم

بهر صلاح دین را محروسه یقین را

منکر به عشق گوید ز انکار توبه کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۸۷گر جان منکرانت شد خصم جان مستم
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۸۸رفتم ز دست خود من در بیخودی فتادم
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۸۹صد بار مردم ای جان وین را بیازمودم
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۹۰اندر دو کون جانا بی‌تو طرب ندیدم
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۹۱خواهم که کفک خونین از دیگ جان برآرم
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۹۲یا رب چه یار دارم شیرین شکار دارم
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۹۳من پاکباز عشقم تخم غرض نکارم
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۹۴بازآمدم خرامان تا پیش تو بمیرم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.