پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۷۵

دوش عشق شمس دین می باختیم

سوی رفعت روح می افراختیم

در فراق روی آن معشوق جان

ماحضر با عشق او می ساختیم

در نثار عشق جان افزای او

قالب از جان هر زمان پرداختیم

عشق او صد جان دیگر می بداد

ما در این داد و ستد پرداختیم

همچو چنگ از حال خود خالی شدیم

پرده عشاق را بنواختیم

اندر آن پرده بده یک پردگی

کز شعاعش پرده‌ها بشناختیم

هر زمان خود را به سوی پرده‌ای

حیله حیله پیشتر انداختیم

برج برج و پرده پرده بعد از آن

همچو ماه چارده می تاختیم

رو نمود از سوی تبریز آفتاب

تا دل از رخت طبیعت آختیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۷۷یک دمی خوش چو گلستان کندم
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۷۸من اگر نالم اگر عذر آرم
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۷۹من اگر مستم اگر هشیارم
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۸۰من اگر پرغم اگر شادانم
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۸۱من از این خانه به در می نروم
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۸۲من اگر پرغم اگر خندانم
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۸۳من که حیران ز ملاقات توام
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۸۴من از این خانه به در می نروم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.