پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۶۹

آتشی نو در وجود اندرزدیم

در میان محو نو اندرشدیم

نیک و بد اندر جهان هستی است

ما نه نیکیم ای برادر نی بدیم

هر چه چرخ دزد از ما برده بود

شب عسس رفتیم و از وی بستدیم

ما یکی بودیم با صد ما و من

یک جوی زان یک نماند و ما صدیم

از خودی نارفته نتوان آمدن

از خودی رفتیم وانگه آمدیم

قد ما شد پست اندر قد عشق

قد ما چون پست شد عالی قدیم

پیشه مردی ز حق آموختیم

پهلوان عشق و یار احمدیم

بیست و نه حرف است بر لوح وجود

حرف‌ها شستیم و اندر ابجدیم

سعد شمس الدین تبریزی بتافت

وز قران سعد او ما اسعدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۷۱گر دم از شادی وگر از غم زنیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۷۲روز باران است و ما جو می کنیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۷۳امشب ای دلدار مهمان توییم
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۷۴ما ز بالاییم و بالا می‌‌رویم
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۷۵دوش عشق شمس دین می باختیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۷۶عاقبت ای جان‌فزا نشکیفتم
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۷۷یک دمی خوش چو گلستان کندم
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۷۸من اگر نالم اگر عذر آرم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.