پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۲۷

نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم

به کسم مکن حواله که به جز تو کس ندارم

چه کمی درآید آخر به شرابخانه تو؟

اگر از شراب وصلت ببَری ز سر خُمارم

چو نیَم سزای شادی، ز خودم مدار بی‌غم

که در این میان همیشه غم توست غمگسارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۲۹دل چه خورده‌ست عجب دوش که من مخمورم
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۳۰گر مرا خار زند آن گل خندان بکشم
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۳۱در فروبند که ما عاشق این میکده‌ایم
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۳۲هله رفتیم و گرانی ز جمالت بردیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۳۳در فروبند که ما عاشق این انجمنیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۳۴عقل گوید که من او را به زبان بفریبم
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۳۵دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدم
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۳۶از بت باخبر من خبری می رسدم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.