پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۵۶

هم به‌درد این درد را درمان کنم

هم به‌صبر این کار را آسان کنم

یا برآرم پای جان زین آب و گِل

یا دل و جان وقف دلداران کنم

داغ پروانه ستم از شمع الست

خدمت شمع همان سلطان کنم

عشق مهمان شد برِ این سوخته

یک دلی دارم پِی‌اش قربان کنم

نفْس اگر چون گربه گوید که میاو

گربه‌وارش من در این انبان کنم

از ملولی هر کی گردانَد سری

درکِشم در چرخش و گَردان کنم

آن ملولی دنبل بی‌عشقی است

جان او را عاشق ایشان کنم

عاشقی چه‌بود کمال تشنگی

پس بیان چشمهٔ حیوان کنم

من نگویم شرح او خامش کنم

آنچه اندر شرح ناید آن کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۵۸عاشقم از عاشقان نگریختم
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۵۹دست من گیر ای پسر خوش نیستم
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۶۰ای گزیده یار چونت یافتم
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۶۱سالکان راه را محرم شدم
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۶۲بوی آن خوب ختن می آیدم
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۶۳نو به نو هر روز باری می کشم
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۶۴می شناسد پرده جان آن صنم
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۶۵عاشقی بر من پریشانت کنم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.