فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۱ هرگز ندانم راندن مستی که افتد بر درم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۲ ای ساقی روشن دلان بردار سغراق کرم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۳ تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۴ عشقا، تو را قاضی برم کاشکستیم همچون صنم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۵ بس جهد میکردم که من آیینهٔ نیکی شوم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۶ آمد بهار ای دوستان، منزل به سروستان کنیم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۷ هین، خیره خیره مینگر اندر رخ صفراییم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۸ ای نفس کل صورت مکن وی عقل کل بشکن قلم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۹ ای پاک رو چون جام جم وز عشق آن مه متهم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۰ باز آمدم، باز آمدم، از پیش آن یار آمدم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۱ تا کی به حبس این جهان من خویش زندانی کنم؟!
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۲ یار شدم، یار شدم، با غم تو یار شدم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۳ مُرده بُدم زنده شدم، گریه بُدم خنده شدم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۴ دفع مده دفع مده من نروم تا نخورم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۵ مطرب عشق ابدم زخمه عشرت بزنم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۶ باز در اسرار روم جانب آن یار روم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۷ زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۸ جمع تو دیدم پس از این هیچ پریشان نشوم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۹ هر نفسی تازهترم کز سر روزن بپرم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۰ تیز دَوم، تیز دَوم، تا به سواران برسم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۱ کوه نیم سنگ نیم چونک گدازان نشوم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۲ دوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۳ آمدهام که سر نهم؛ عشق تو را به سر برم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۴ کار مرا چو او کند، کار دگر چرا کنم؟
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۵ میل هواش می کنم طال بقاش می زنم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۶ هر شب و هر سحر تو را من به دعا بخواستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۷ دوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۸ تا به کی ای شکر چو تن بیدل و جان فغان کنم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۹ ای تو بداده در سحر از کف خویش بادهام
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۰ تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۱ گرم درآ و دم مده باده بیار ای صنم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۲ بیا هر کس که می خواهد که تا با وی گرو بندم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۳ کشید این دل گریبانم به سوی کوی آن یارم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۴ درخت و آتشی دیدم ندا آمد که جانانم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۵ ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم چه شهماتم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۶ تُرُش رویی و خشمینی چنین شیرین ندیدهستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۷ به حق روی تو که من چنین رویی ندیدستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۸ دلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۹ بگفتم حال دل گویم از آن نوعی که دانستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۰ اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۱ بیا بشنو که من پیش و پس اسبت چرا گردم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۲ طواف حاجیان دارم به گرد یار میگردم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۳ تو تا دوری ز من جانا چنین بیجان همیگردم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۴ بگفتم عذر با دلبر که بیگه بود و ترسیدم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۵ دعا گویی است کار من بگویم تا نطق دارم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۶ چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۷ من از اقلیم بالایم سر عالم نمیدارم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۸ همه بازان عجب ماندند در آهنگ پروازم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۹ نه آن بیبهره دلدارم که از دلدار بگریزم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۰ نهادم پای در عشقی که بر عشاق سر باشم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۱ مرا چون کم فرستی غم حزین و تنگ دل باشم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۲ تو خود دانی که من بیتو عدم باشم عدم باشم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۳ من آنم کز خیالاتش تراشنده وثن باشم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۴ چو آمد روی مه رویم که باشم من که من باشم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۵ به گرد دل همیگردی چه خواهی کرد میدانم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۶ تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمیدانم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۷ چو رعد و برق می خندد ثنا و حمد می خوانم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۸ ندارد پای عشق او دل بیدست و بیپایم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۹ من این ایوان نه تو را نمیدانم نمیدانم
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۰ بنه ای سبز خنگ من فراز آسمانها سم
متن اشعار به نقل از گنجور.