پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۰۰

تیز دَوم، تیز دَوم، تا به سواران برسم

نیست شوَم، نیست شوَم، تا برِ جانان برسم

خوش شده‌ام، خوش شده‌ام، پارهٔ آتش شده‌ام

خانه بسوزم، بروم، تا به بیابان برسم

خاک شوَم، خاک شوَم، تا ز تو سرسبز شوَم

آب شوَم سجده کنان، تا به گلستان برسم

چونک فتادم ز فلک، ذره‌صفت لرزانم

ایمن و بی‌لرز شوم، چونک به پایان برسم

چرخ بوَد جای شرف، خاک بوَد جای تلف

باز رهم زین دو خطر چون بر سلطان برسم

عالم این خاک و هوا گوهر کفر است و فنا

در دلِ کفر آمده‌ام تا که به ایمان برسم

آن شه موزونِ جهان، عاشق موزون طلبد

شد رخ من سکهٔ زر تا که به میزان برسم

رحمت حق، آب بوَد جز که به پستی نرود

خاکی و مرحوم شوَم تا برِ رحمان برسم

هیچ طبیبی ندهد بی مرضی حب و دوا

من همگی درد شوم تا که به درمان برسم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۰۲دوش چه خورده‌ای بگو ای بت همچو شکرم
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۰۳آمده‌ام که سر نهم؛ عشق تو را به سر برم
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۰۴کار مرا چو او کند، کار دگر چرا کنم؟
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۰۵میل هواش می کنم طال بقاش می زنم
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۰۶هر شب و هر سحر تو را من به دعا بخواستم
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۰۷دوش چه خورده‌ای بگو ای بت همچو شکرم
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۰۸تا به کی ای شکر چو تن بی‌دل و جان فغان کنم
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۰۹ای تو بداده در سحر از کف خویش باده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.