پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۰۱

کوه نیم سنگ نیم چونک گدازان نشوم

دیدم جمعیت تو چونک پریشان نشوم

کوه ز کوهی برود سنگ ز سنگی بشود

پس من اگر آدمیم کمتر از ایشان نشوم

آهن پولاد و حجر در کف تو موم شود

من که همه موم توام چونک بدین سان نشوم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۰۳آمده‌ام که سر نهم؛ عشق تو را به سر برم
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۰۴کار مرا چو او کند، کار دگر چرا کنم؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۰۵میل هواش می کنم طال بقاش می زنم
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۰۶هر شب و هر سحر تو را من به دعا بخواستم
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۰۷دوش چه خورده‌ای بگو ای بت همچو شکرم
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۰۸تا به کی ای شکر چو تن بی‌دل و جان فغان کنم
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۰۹ای تو بداده در سحر از کف خویش باده‌ام
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۱۰تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.