پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۰۴

کار مرا چو او کند، کار دگر چرا کنم؟

چونک چشیدم از لبش، یاد شکر چرا کنم؟

از گلزار چون روم؟ جانب خار چون شوم؟

از پی شب، چو مرغ شب، ترک سحر چرا کنم؟

باده اگر چه می‌خورم، عقل نرفت از سرم

مجلس چون بهشت را، زیر و زبر چرا کنم؟

چونک کمر ببسته‌ام، بهر چنان قمررخی

از پی هر ستاره گو، ترک قمر چرا کنم؟

بر سر چرخ هفتمین، نام زمین چرا برم؟

غیرت هر فرشته‌ام، ذکر بشر چرا کنم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۰۶هر شب و هر سحر تو را من به دعا بخواستم
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۰۷دوش چه خورده‌ای بگو ای بت همچو شکرم
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۰۸تا به کی ای شکر چو تن بی‌دل و جان فغان کنم
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۰۹ای تو بداده در سحر از کف خویش باده‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۱۰تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۱۱گرم درآ و دم مده باده بیار ای صنم
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۱۲بیا هر کس که می خواهد که تا با وی گرو بندم
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۱۳کشید این دل گریبانم به سوی کوی آن یارم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.