پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۹۶

باز در اسرار روم جانب آن یار روم

نعره بلبل شنوم در گل و گلزار روم

تا کی از این شرم و حیا شرم بسوزان و بیا

همره دل گردم خوش جانب دلدار روم

صبر نمانده‌ست که من گوش سوی نسیه برم

عقل نمانده‌ست که من راه به هنجار روم

چنگ زن ای زهره من تا که بر این تنتن تن

گوش بر این بانگ نهم دیده به دیدار روم

خسته دام است دلم بر در و بام است دلم

شاهد دل را بکشم سوی خریدار روم

گفت مرا در چه فنی کار چرا می نکنی

راه دکانم بنما تا که پس کار روم

تا که ز خود بد خبرش رفت دلم بر اثرش

کو اثری از دل من تا که بر آثار روم

تا ز حریفان حسد چشم بدی درنرسد

کف به کف یار دهم در کنف غار روم

درس رئیسان خوشی بی‌هشی است و خمشی

درس چو خام است مرا بر سر تکرار روم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۹۸جمع تو دیدم پس از این هیچ پریشان نشوم
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۹۹هر نفسی تازه‌ترم کز سر روزن بپرم
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۰۰تیز دَوم، تیز دَوم، تا به سواران برسم
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۰۱کوه نیم سنگ نیم چونک گدازان نشوم
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۰۲دوش چه خورده‌ای بگو ای بت همچو شکرم
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۰۳آمده‌ام که سر نهم؛ عشق تو را به سر برم
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۰۴کار مرا چو او کند، کار دگر چرا کنم؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۰۵میل هواش می کنم طال بقاش می زنم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.