پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی

غزلیات

۱,۹۹۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۷۲۱ گر سر زلف تو از باد پریشان نشود
  2. شمارهٔ ۷۲۲ عاشقی را که غم دوست به از جان نبود
  3. شمارهٔ ۷۲۳ مرد صاحب نظر از کوی تو آسان نرود
  4. شمارهٔ ۷۲۴ خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد
  5. شمارهٔ ۷۲۵ چه کند دل که جفای تو تحمل کند
  6. شمارهٔ ۷۲۶ لب خونخوار تو جز خون دل افزون نکند
  7. شمارهٔ ۷۲۷ لب لعلت به لطافت گرو از جان ببرد
  8. شمارهٔ ۷۲۸ تو که روزت به نشاط دل و جان می‌گذرد
  9. شمارهٔ ۷۲۹ چه خوش است از جگر سوخته بویی که زند
  10. شمارهٔ ۷۳۰ یارب، این شهره لشکر ز کجا می‌آید؟
  11. شمارهٔ ۷۳۱ سبزه‌ها می‌دمد و آب روان می‌آید
  12. شمارهٔ ۷۳۲ اینچنین تند که آن قلب‌شکن می‌آید
  13. شمارهٔ ۷۳۳ گرچه در کشتن عشاق زبون می‌آید
  14. شمارهٔ ۷۳۴ باش تا بار دگر آن پسر این سو آید
  15. شمارهٔ ۷۳۵ باشد آن روز که آن فتنه به ما باز آید
  16. شمارهٔ ۷۳۶ خشمگین یار مرا دل به رضا باز آمد
  17. شمارهٔ ۷۳۷ عمر نو گشت مرا باز که جان باز آمد
  18. شمارهٔ ۷۳۸ وه که باز این دل دیوانه گرفتار آمد
  19. شمارهٔ ۷۳۹ از کجا در رهم آن شوخ بلا پیش آمد؟
  20. شمارهٔ ۷۴۰ باز عشق آمد و دیوانگیم پیش آمد
  21. شمارهٔ ۷۴۱ گر مرا هیچ مرادی پس ازین پیش آمد
  22. شمارهٔ ۷۴۲ دانم، ای دوست که در خانه شرابت باشد
  23. شمارهٔ ۷۴۳ بر من، ار دولت وصل تو مقرر می‌شد
  24. شمارهٔ ۷۴۴ ترک عاشق کش من، ترک جفا خوش باشد
  25. شمارهٔ ۷۴۵ بس که خون جگر از راه نظر بیرون شد
  26. شمارهٔ ۷۴۶ هرکسی روز وداع از پی محمل می‌شد
  27. شمارهٔ ۷۴۷ هر کرا داعیه درد طلب پیدا شد
  28. شمارهٔ ۷۴۸ گر خم طره ز روی تو جدا خواهد شد
  29. شمارهٔ ۷۴۹ چشم من خنده شیرین تو گریان دارد
  30. شمارهٔ ۷۵۰ تو مپندار که دوران همه یکسان گذرد
  31. شمارهٔ ۷۵۱ هر کسی گاه جوانی تگ و پویی دارد
  32. شمارهٔ ۷۵۲ چشم گردنده او با همه کس می گردد
  33. شمارهٔ ۷۵۳ ای که از خاک درت دیده منور گردد
  34. شمارهٔ ۷۵۴ هر کسی سبزه و صحرا و گلستان خواهد
  35. شمارهٔ ۷۵۵ سرو در باغ اگر همچو تو موزون خیزد
  36. شمارهٔ ۷۵۶ زلف تو زان گره سخت که بر جانم زد
  37. شمارهٔ ۷۵۷ من به یار خود و اغیار به خود می‌پیچد
  38. شمارهٔ ۷۵۸ نشدش دل که دمی پهلوی ما بنشیند
  39. شمارهٔ ۷۵۹ اگر آن شاه دمی پیش گدا بنشیند
  40. شمارهٔ ۷۶۰ به سر من اگر آن طرفه پسر باز آید
  41. شمارهٔ ۷۶۱ نه به بالای خوشت سرو خرامان روید
  42. شمارهٔ ۷۶۲ شب مرا در جگر سوخته مهمانی بود
  43. شمارهٔ ۷۶۳ وقتی آن کافر بی رحم از آن من بود
  44. شمارهٔ ۷۶۴ دوش در خواب مرا بابت خودکاری بود
  45. شمارهٔ ۷۶۵ باز عشق تو مرا مژده رسوایی داد
  46. شمارهٔ ۷۶۶ دوش آتش زدی و گریه مرا یاری داد
  47. شمارهٔ ۷۶۷ چشم مست تو که دی بر من بیتاب افتاد
  48. شمارهٔ ۷۶۸ آن عزیزان که همه شب به دل من گردند
  49. شمارهٔ ۷۶۹ جان فدای پسرانی که نکورو باشند
  50. شمارهٔ ۷۷۰ یار زیبای مرا باز به من بنمایید
  51. شمارهٔ ۷۷۱ باز با خویش گهی هم سخنش خواهم دید
  52. شمارهٔ ۷۷۲ یار باز آمد و بوی گل و ریحان آورد
  53. شمارهٔ ۷۷۳ خم زلف تو که زنجیر جنون می خوانند
  54. شمارهٔ ۷۷۴ منم امروز حدیث تو و مهمانی چند
  55. شمارهٔ ۷۷۵ باز بوی گل مرا دیوانه کرد
  56. شمارهٔ ۷۷۶ باز یاد آن شبم دیوانه کرد
  57. شمارهٔ ۷۷۷ باز زهره مطربی آغاز کرد
  58. شمارهٔ ۷۷۸ روی خوبت آفت جانی نمود
  59. شمارهٔ ۷۷۹ صبح چون از روی مشرق رو نمود
  60. شمارهٔ ۷۸۰ ابروی مانند ماهش بنگرید

متن اشعار به نقل از گنجور.