پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۹

صبح چون از روی مشرق رو نمود

صحن مینا روضه مینو نمود

گیسوی شب شد سفید و آفتاب

نور شیبش از ته گیسو نمود

هندوی شب مرد و خورشید آتشی

از برای سوز آن هندو نمود

سوی ساقی مدت تاریک هجر

بس اشارت کز خم ابرو نمود

چشمه خورشید را در ته نشاند

عکس ساقی کز رخ ماهو نمود

ماه شبرو را چو گردون سلخ کرد

استخوانش در ته پهلو نمود

بنده خسرو دل به ساقی عرضه کرد

درد دل را پیش جان دارو نمود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۱خیمه نوروز بر صحرا زدند
  2. شمارهٔ ۷۸۲عافیت را بر زمین گردی نماند
  3. شمارهٔ ۷۸۳بزم ما را یک دو خواب آلوده اند
  4. شمارهٔ ۷۸۴هر که را یاری چو تو سرکش بود
  5. شمارهٔ ۷۸۵هر که را با تو سر و کاری بود
  6. شمارهٔ ۷۸۶آنچه بتوان، در غمت جان می کشد
  7. شمارهٔ ۷۸۷ترک من چون تیر مژگان برکشد
  8. شمارهٔ ۷۸۸ای که بر من جور تو بسیار شد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.