پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۶

آنچه بتوان، در غمت جان می کشد

تا بدان غایت که بتوان، می کشد

می کشد خط بر مسلمانی لبت

وانگه از خون مسلمان می کشد

دیده تا خط ترا بالای لب

باد خط بر آب حیوان می کشد

حسن روز افزونت از اوج کمال

روی مه را داغ نقصان می کشد

زلف کاید بر لبت، گویی که دیو

خاتم از دست سلیمان می کشد

آنچه دل یک چند از زلفت کشید

از لب لعلت دو چندان می کشد

گر ز شوخی تیر بر دل می زنی

خسرو بیچاره از جان می کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۸ای که بر من جور تو بسیار شد
  2. شمارهٔ ۷۸۹آخر این دردم به درمان کی رسد
  3. شمارهٔ ۷۹۰لعل شیرینی چو خندان می‌شود
  4. شمارهٔ ۷۹۱شکل موزونت که در دل جا کند
  5. شمارهٔ ۷۹۲گر کسی در عشق آهی می‌کند
  6. شمارهٔ ۷۹۳بر رخت چون زلف پر خم بگذرد
  7. شمارهٔ ۷۹۴هر که دل با دلربایی می نهد
  8. شمارهٔ ۷۹۵مردمی نرگس او می داند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.