پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹۰

لعل شیرینی چو خندان می‌شود

در جهان شیرینی ارزان می‌شود

قد او هرگه که جولان می‌کند

گوییا سرو خرامان می‌شود

پرتو رویش چو می‌تابد ز دور

آفتاب از شرم پنهان می‌شود

قصه زلفش چون نمی‌گویم به کس

زان که خاطره‌ها پریشان می‌شود

من نه تنها می‌شوم حیران او

هرکه او را دید حیران می‌شود

مه چو می‌گوید، چه بنوازم ترا؟

تا نگه کردم، پشیمان می‌شود

هرکه را شاهی عالم آرزوست

بنده درگاه سلطان می‌شود

خسروی کز کلک گوهربار او

کار بی‌سامان به سامان می‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹۲گر کسی در عشق آهی می‌کند
  2. شمارهٔ ۷۹۳بر رخت چون زلف پر خم بگذرد
  3. شمارهٔ ۷۹۴هر که دل با دلربایی می نهد
  4. شمارهٔ ۷۹۵مردمی نرگس او می داند
  5. شمارهٔ ۷۹۶گل ز روی تو فرو می ریزد
  6. شمارهٔ ۷۹۷دلم از بخت گهی شاد نبود
  7. شمارهٔ ۷۹۸گر سخن زان لب چون نوش شود
  8. شمارهٔ ۷۹۹زاهد ما دوش باز در ره بت پا نهاد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.