پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹۸

گر سخن زان لب چون نوش شود

پسته را خنده فراموش شود

ور حدیث در دندانت کنم

صدف آنجا همه تن گوش شود

ز آسمان روی تو گر مه بیند

بر زمین افتد و بیهوش شود

گل که از روی تو ریزد به سخن

گر بچینند یک آغوش شود

باده بر یاد لب شیرینت

همه گر زهر بود، نوش شود

دل که پوشیده به زلفت پیوست

ترسم از غم که سیه پوش شود

دوش با مات سری خوش بوده ست

خوش بود امشب، اگر دوش شود

گر کنی میل به سوی خسرو

شاه کی همدم جادوش شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۰یار قبا چست کرد، رخش به میدان برید
  2. شمارهٔ ۸۰۱هیچ کس از باغ و بر بوی وفایی ندید
  3. شمارهٔ ۸۰۲نیست به دست امید بخت مرا آن کمند
  4. شمارهٔ ۸۰۳باز گرفتار شد دل که درین سینه بود
  5. شمارهٔ ۸۰۴دل که به غم داد تن آرزوی جان خرید
  6. شمارهٔ ۸۰۵غمزه مردم کشی پرده صبرم درید
  7. شمارهٔ ۸۰۶من نشنیدم که خط بر آب نویسند
  8. شمارهٔ ۸۰۷صبح دمان بخت من ز خواب در آمد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.