پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹۹

زاهد ما دوش باز در ره بت پا نهاد

دین قلندر گرفت، خانه یغما نهاد

دل که به تسبیح داشت در خم زنار بست

سر که به محراب بود پیش چلیپا نهاد

گفت صنم، «زان ماست، هر که همه تر کند»

داشت کهن خرقه ای، در خم صهبا نهاد

پایه آن آفتاب هست بغایت بلند

کس نرسیدش جز آنک بر دو جهان پا نهاد

محو خرد کرد عشق، در طلب جان نشست

دست چراغم بکشت، دست به یغما نهاد

ذوق می لعل گون پیر خرد در نیافت

لذت طفلانش نام پسته و خرما نهاد

راند به دلها سمند، نعل در آتش فگند

تافته چون برکشید، بر جگر ما نهاد

کرد تقاضای جان، دید کباب جگر

پیش سگان درش مزد کف پا نهاد

سیل غمش در رسید، آب ز سر در گذشت

صبر و خرد حمله کرد، رخت به صحرا نهاد

سر ز درش برده بود خسرو مسکین که عشق

موی کشانش ببرد، باز همان جا نهاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۱هیچ کس از باغ و بر بوی وفایی ندید
  2. شمارهٔ ۸۰۲نیست به دست امید بخت مرا آن کمند
  3. شمارهٔ ۸۰۳باز گرفتار شد دل که درین سینه بود
  4. شمارهٔ ۸۰۴دل که به غم داد تن آرزوی جان خرید
  5. شمارهٔ ۸۰۵غمزه مردم کشی پرده صبرم درید
  6. شمارهٔ ۸۰۶من نشنیدم که خط بر آب نویسند
  7. شمارهٔ ۸۰۷صبح دمان بخت من ز خواب در آمد
  8. شمارهٔ ۸۰۸از در من دوش کان نگار در آمد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.