پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۳

باز گرفتار شد دل که درین سینه بود

تازه شد اندر دل آن رخنه که دیرینه بود

دی که همی دید روی، آینه از صورتش

اصل درون دلم نسخه در آیینه بود

دیدمی امروز باز تا بزیم بینمش

زنده امروز خود زنده پارینه بود

مفلس دین و صلاح می روم از دهر، ازانک

دزد به تاراج برد، هر چه به گنجینه بود

شب که به خنده زدی بر جگر من نمک

قابل مرهم نماند داغ که بر سینه بود

دولت خسرو، که عشق در پی جانش نشست

گوهر افزون بلا نرخ بلورینه بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۵غمزه مردم کشی پرده صبرم درید
  2. شمارهٔ ۸۰۶من نشنیدم که خط بر آب نویسند
  3. شمارهٔ ۸۰۷صبح دمان بخت من ز خواب در آمد
  4. شمارهٔ ۸۰۸از در من دوش کان نگار در آمد
  5. شمارهٔ ۸۰۹روی نکو بی وجود ناز نباشد
  6. شمارهٔ ۸۱۰دلبر من دوش که مهمان رسید
  7. شمارهٔ ۸۱۱هر که به دنباله کامی بود
  8. شمارهٔ ۸۱۲گل به تماشای چمن می رود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.