پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۱

هر که به دنباله کامی بود

پیش تو چون بنده غلامی بود

شاخ جوانیم ز سر بشکند

گر ز توام باز سلامی بود

ماه که در نیم بماند تمام

پیش رخت نیم تمامی بود

خون دلم خوردی و بگذاشتی

جرعه باقی که به جامی بود

نیز خوشم کز لب چون آتشت

هر که نشد سوخته خامی بود

جانش به صیاد نباید سپرد

هر که چو من بسته دامی بود

دوش به خسرو شکری داده ای

زان لب جان بخش که دامی بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۳عشق تو هر لحظه فزون می‌شود
  2. شمارهٔ ۸۱۴گر جام غم فرستی، نوشم که غم نباشد
  3. شمارهٔ ۸۱۵سروی چو قامت تو در بوستان نباشد
  4. شمارهٔ ۸۱۶من دلبری ندیدم کش زین نهاد باشد
  5. شمارهٔ ۸۱۷چندان که یار ما را در حسن ناز باشد
  6. شمارهٔ ۸۱۸ما را ز کوی جانان عزم سفر نباشد
  7. شمارهٔ ۸۱۹در شهر فتنه ای شد، می دانم از که باشد
  8. شمارهٔ ۸۲۰هر لحظه چشم شوخت ناز دگر فروشد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.