پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۰

دلبر من دوش که مهمان رسید

در شب هجرم مه تابان رسید

ذره نم از چشمه خورشید یافت

مورچه را ملک سلیمان رسید

سایه صفت پست شدم زیر پاش

چون به من آن سرو خرامان رسید

زیستنم باد مبارک که باز

در تن مرده قدم جان رسید

آتش دل کشته شد و من شدم

زنده چو آن چشمه حیوان رسید

جلوه طاووس چرا ناورد

پر مگس کان شکرستان رسید؟

گریه خسرو چو نگه کرد، گفت

خانه روم باز که باران رسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۲گل به تماشای چمن می رود
  2. شمارهٔ ۸۱۳عشق تو هر لحظه فزون می‌شود
  3. شمارهٔ ۸۱۴گر جام غم فرستی، نوشم که غم نباشد
  4. شمارهٔ ۸۱۵سروی چو قامت تو در بوستان نباشد
  5. شمارهٔ ۸۱۶من دلبری ندیدم کش زین نهاد باشد
  6. شمارهٔ ۸۱۷چندان که یار ما را در حسن ناز باشد
  7. شمارهٔ ۸۱۸ما را ز کوی جانان عزم سفر نباشد
  8. شمارهٔ ۸۱۹در شهر فتنه ای شد، می دانم از که باشد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.